من خاک پای ملت ایران وحیدرم××××××با این دوتا رابطه ام جور دیگر است.
امشب درون کلبه ی من نور ديگر است
نوری که از جنس يک حضور ديگر است
طوفان بپا می کند از فرط اشتياق
در بحر پُرخروش دلم شور ديگر است
من بحر پُر خروش بسی ديده ام ولی
دريای پُر تلاطم دل جور ديگر است
تا سنگ سودای تو يارب سرم شکست
در اين سرِ شکسته هم شعور ديگر است
بد مستی من از کشش دُردِ جام نيست
در باده زلال تو يک زورِ ديگر است
من در ميان بحرِ مَيَت غوطه می خورم
دراين شنای دائمی سرور ديگر است
از دودمان غم خبری نيست نزد ما
دل در پی دادن يک سور ديگر است
منصورقرن بيست ويکم نيز می رسد
اين قرن در تدارک منصور ديگر است
ما از پل صراط غم عشق رد شديم
اين رشته برگردن رنجور ديگر است
در بحر موسيقی شعر تو رفته ام
انگار در شعر تو يک شور ديگر است
تقويم تاريخ تو ای مرز پُر گُهر
اينک نيازمند يک مرور ديگر است
گهواره ی تمدن و سر چشمه ی هنر
امروز آبستن غرور ديگر است
من خاک پای ملت ايران وحيدرم
با اين دوتا رابطه ام جور ديگر است
ديدم دلم برای تو تنگ است يا امير
گفتم نيازمند يک حضور ديگر است
درويشی از دولت اين ماه تابناک
امشب درون کلبه من نور ديگر است.
(بندرعباس مرداد ۱۳۸۴)
اصغر درویشی(امیر) داوطلب نمایندگی مجلس هشتم در حوزه ی بندر عباس قشم حاجی آباد ابو موسی و خمیر.
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 16:29 توسط اصغردرویشی(امیر)
|